يکساله شدن يگانه دختر ما
تو یکساله شدی دخترم اما یکساله شدنت کوهی از غم روی شانه هایم گذارده و من و پدرت باری از درد و غصه را با خود حمل میکنيم وقتی چشمای نازنینم را مینگریم وقتی می بینم چشمهایت در پی بچه های همسن و سال خود در حال دویدن است و جسم کوچکت یارای دویدن ندارد در خود میشکنم وتنها اشک چشمانم مرهمی میگذارد بردل خسته ام تو ای یگانه ستاره زندگیمان و ای کسی که تمام زیبایی های جهان در تو نمایان شده با تمام وجود دوستــــــــــــــــــــت دارم و زنده ام به این امید که روزی دویدن و بازی کردنت را نظاره گر باشیم و آهی کشیده و بگوییم خدایا شکرت میــــــــــــــــلادت ستـــــــــــــاره باران خورشید من .................... ...



